اینم میوه آرایی خاله راضی جونم که واسه شب یلدا که مصادف با شب 6من بوده درست کرده
3روزگی اولین باری که رفتم خونمون
اینا عکسای موقع تولدم توی بیمارستان
اینجا برای اولین بار تونستم تو خواب خودومو بچرخونم و به شکم بشم که مامانم این لحظه رو شکار کرده
تو بغل علی آقا شوهر خالم راضی جون
اینجا 6 روزم بوده و مامان و بابام اقوامو دعوت کردن تا بخاطر دنیا آمدن من جشن بگیرن
مامان میگه ناخونام خیلی بلند بوده تا از بیمارستان آمدیم خونه بابا مجیدم اول ناخونامو کوتاه کرده
اینم دستای فسقلی من که اون موقع هیچ قدرتی نداشته ولی ماشالاه حالا واسه خودم مردی شدم
اینم لب و دهن کوچول موچولم