یه کار سخت
جشن نوروز 92مهد کودک
چهار شنبه مهد کودکمون مراسم جشن عید و واسمون توی کانون پرورشی فکری کودکان گرفته بودن مامانم لباس خوشکل عیدمو تنم کرد و رفتیم جشن منو تحویل مربیم داد و گفت من کار دارم میرم ولد جون دیده بود مامان باباهای همه هستن قرار مشتری ها رو به عصر منتقل کردو نیم ساعت بعدش آمد ما هم که اولین گروه بودیم که برناممون رو اجرا کردیم وقتی رفتم روی سن و مامانمو دیدم داره واسم دست تکون میده کلی ذوق کردم آخه من نمی دونستم مامانم برگشته خودمونو معرفی کردیم و شعر بهار و خوندیم و جایزه هم گرفتیم از آخرم مامانم ازم چند تا عکس گرفته ...
نویسنده :
مامان مرضیه
19:05
چهارشنبه سوری
جا تون خالی 4شنبه سوری رفتیم با خاله راضی و دوستای بابایی آتیش بازی خیلی خوش گذشت اینم با آرتین جون اینم با پرهام جون ...
نویسنده :
مامان مرضیه
11:21
قطار شادیییییییییی
خونه خاله زهرای مامانی که رفتیم عید دیدنی آخرش همه رفتن و من پامو تو یه کفش کردم که می خوام واستم با محدثه بازی کنم خاله هم اصرار کرد ظهر بمونین ما هم همونجا ظهر موندیم بعد از ظهر توی میراث فرهنگی جشن بود همه با هم رفتیم جاتون خالی خوش گذشت دم در هم برای یچه ها قطار شادی گذاشتن و کلی آدم عروسکی و حاجی فیروز که خیلی بچه ها رو خوشحال میکردن اینم عکسایی که گرفتیم ...
نویسنده :
مامان مرضیه
12:44
عید دیدنیهای امسال (خونه عمه مریم مامان)
عیددددددددد شما مبارک
سلامممممممممم 100 تاسلامممممممممم عید همگی تون مبارک انشالاه ساله خیلی خیلی خوبی داشته باشین .من که عیدمو با گریه شروع کردم مامنیو بابایی حاضر و اماده منتظر تحویل سال بودن من طبق معمول تو حاضر شدن اذیت میکردمو بابایی هم ک...
نویسنده :
مامان مرضیه
12:15
عید دیدنیهای امسال (خونه عموی بزرگ مامان)
عکس مهد کودک واسه عید
واسه عید ما رو بردن آتلیه ازمون عکس گرفتن ببنین چه مظلوم افتادم وای میبینم چه بد شده عکسم تو اسکن .حالا اینو داشته باشین مامانم وقت کنه یکی دیگه اسکن کنه اینم ربطی به عید نداره واسه شب یلدا ما رو از طرف مهد بردن عکاسی عکس گرفتیم که بالاخره مامانم غیرت کرد کرد با عکس عید اسکنش کرد میبینین زلفامو چه چسبوندن تو رو قرآن ...
نویسنده :
مامان مرضیه
11:30









